bookmark

معنای ترفند

ترفند

بر وزن فرزند به معنى محال و بيهوده و دروغ و تزوير و مكر و حيله باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص237)
sourceLink

- [به راى مهمله و فا. بوزن فرزند] مكر و حيله باشد در تحفه و ترفنده نيز گويند و در نسخۀ وفائى بمعنى دروغ و محال نيز بنظر رسيده. و بمعنى بيهوده نيز آمده. مثالش حكيم انورى گويد: شعر پس چه كفاره اين چه كفر بود يا چه بيهوده باشد و ترفند و حكيم سوزنى نيز گويد: بيت طبع پسر مسعود از گفتن ترفند چون طبع پدر گشت با شعار طرف بر و در مؤيد الفضلا ترقند [بقاف] و تركند و تروند بمعنى مكر و حيله آمده و ترفند [به فاء] نيامده .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص287)
sourceLink

محال و دروغ باشد.حكيم فرخى گفت: بيت با هنر او همه هنرها يافه با سخن او همه سخنها ترفند حكيم سنائى گفت: بيت اندرين دهر بو الفضولى چند كرده از بر دو فصلك ترفند حكيم سوزنى گفت: بيت جز مدح تو ترفند بود هر چه نويسم كردم قلم از نامۀ ترفند شكسته
(
صحاح الفرس
, ص76)
sourceLink

بر وزن فرزند بمعنى محال و بيهوده و دروغ و حيله و تذوير و مكر آمده حكيم سنائى كفته شعر نزد من قبله دوست عقل و هوا هرچه زين دو برون همه ترفند حكيم ناصرخسرو كفته شعر پندم چه دهى نخست خود را محكم كمرى ز پند دربند چون خود نكنى چنانكه كوئى پند تو بود دروغ و ترفند ترفنده نيز بهمين معنى است ترونده تبديل فا و واو است و تركند و تركنده نيز از تبديلات فا و كاف است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص264)
sourceLink

(اسم) دروغ و تزوير. مكر. حيله. زرق. ¦¦محال. ¦¦ترفنده. سخن بيهوده. بيهوده.
(
لغت نامه دهخدا
, ص727)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] محال. و بيهوده. و دروغ و تزوير و مكر و حيله.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص854)
sourceLink

محال و دروغ و زرق باشد.فرّخى راست: با هنر او همه هنرها يافه #با سخن او همه سخنها ترفند. خسروانى گفت: اين چه ترفندست اى بت كه همى گويد#كه سقر باشد فرجام ترا مستقرا. معزّى گفت: آرى چو سخنهاى جفاى تو شنودم #در گوش نگيرم سخن يافه و ترفند.
(
لغت فرس
, ص36)
sourceLink

گزاف باشد كسائى گفته است: اى آنكه جز از جنس غزل شعر نخوانى#هرگز نه كنى سير دل از تنبل و ترفند
(
فرهنگ قواس
, ص103)
sourceLink

تزوير باشد.اسدى طوسى گويد: يكى چارۀ نغز ترفند كرد#سرانجام پنهان يكى بند كرد
(
فرهنگ قواس
, ص160)
sourceLink

ترفند و ترفنده و تركند و تركنده

تزوير و مكر،ناصر خسرو گويد: بيت چون خود نكنى چنانكه گويى پند تو بود دروغ و ترفند و سوزنى گويد: بيت جز مدح تو تر كنده بود هر چه نويسم كردم قلم از يافه و تركند شكسته
(
فرهنگ رشیدی
, ص418)
sourceLink

ترفند كردن

(مصدر مرکب) مكر و حيله كردن. زرق و دستان كردن. تزوير كردن.
(
لغت نامه دهخدا
, ص727)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.